منبع زیاده؛ مسیر روشن کمه.
هیچوقت بهاندازهٔ امروز به آموزش و منابع رایگان دسترسی نداشتیم. مسئله دیگه پیدا کردن محتوا نیست؛ مسئله پیدا کردن مسیر درست میان انبوه مسیرهاست. هر کسی چیزی را مهمتر میدونه و در نهایت، سؤال اصلی بیجواب میمونه: واقعاً چه چیزی ارزش یادگرفتن داره و اولویت با چیه؟
- یکی میگه فقط Figma یاد بگیر
- یکی میگه UX یعنی Wireframe
- یکی میگه Portfolio مهمتره
- یکی میگه بدون Business Thinking نمیشه
- یکی میگه فقط پروژهٔ واقعی مهمه
- حالا AI هم اومده وسط و دیزاینر چی میشه؟
01مسیر زیاده، نقطهٔ شروع گم شده.
هر هفته یک نسخهٔ تازه برای یادگیری، یه دورهٔ جدید ذخیره میکنیم و چند ابزار دیگه به فهرستمون اضافه میشه. «چیزهایی که باید بلد باشیم» بیشتر و بیشتر میشن، اما بهجای اینکه مسیر روشنتر بشه، شروع کردن سختتر و دورتر میشه.
02ابزار رو بلدیم، تصمیم رو نه.
فیگما رو بلدیم. ولی تا یکی میپرسه «چرا این دکمه اینجاست؟»، جوابمون میشه سلیقه. یاد گرفتیم بسازیم اما یاد نگرفتیم استدلال کنیم.
03معیار نداریم، پس نمیدونیم کِی آمادهایم.
نمیدونیم کارمون واقعاً چقدر خوبه، چه مهارتهایی هنوز کم داریم و از چه نقطهای میتونیم بگیم برای ورود به بازار کار آمادهایم. وقتی معیار روشنی برای سنجیدن خودمون نداریم، حتی پیشرفتکردنمون هم به چشم نمیاد.